تبليغاتX
رونيكا پرنسس مامان و بابا

 
 
cw3u9fqcu392h4rjnepg.jpg

اینجا با آیپد مشغولی


3gw0mlsrl0g8jo3wgix.jpg

xqljw6yksq6o1828.jpg



جمعه بیست و دوم اردیبهشت 1391 |
ببخشيد غلط املايي زياد دارم در اولين فرصت اصلاح ميكنم

اما ادامه زايمانم خدايا شكرت كه دخترم صحيح و سالم بود خدايا شكرت كه دو تا فرشته آسمانيت رو به من هديه كردي خدايا شكرت كه به من ياد دادي صبور باشم خدايا شكرت كه به من قوت دادي كه از عهده هر دو بچه ام بيام و از هيچ كاريم هم غافل نمانم درسته كه سختيهاي زيادي داره ولي من موفق شدم كه دو تا فرشته رو بزرگ كنم الان پسرم اركان سه سال و دو ماهشه و دخترم رونيكا هفده ماهشه خدا رو هزاران بار شكرت 



چهارشنبه بیستم اردیبهشت 1391 |
فقط اينو دونستم كه تو اتاق عمل به هوش امده بودم چشامو باز كردم تو دهنم اكسيژ ن بود ميخواستم از درد فرياد بكشم نميتونستم واي خداي من چه اتفاقي افتاده بود دكتر رو ميدم كه ميگفت آروم باش مدام دهن منو تميز ميكردن بازم ميخواستم فرياد بكشم اونقدر درد داشتم كه فكر كردم دارم ميميرم ثداي تپش قلب رو ميشنيدم كه محكم ميزد بعد از سه دقيقه باز بيهوشم كردن فكر كنم اون موقع بچه رو در آورده بودن و به شوهرم نشون داده بودن اما من ساعت ٩چشامو باز كردم دخترم ساعت ٤/٤٥بدنيا امده بود و من ساعت ٩ به هوش امدم چشامو باز كردم ديدم دو نفر ديگه همراهم هستن گفتم من كجام بچه كو با صداي بغض داشت گريه ام ميگرفت گفتن بزار پرستار رو صدا كنم امدن گفتن دخترت خوابه خيالم راحت شد من هم ميخواستم به 





ادامه مطلب
چهارشنبه بیستم اردیبهشت 1391 |
درسته كه هفده ماه ميگذره و من الان فرصت ميكنم بنويسم ولي ميخوام خاطرمو بنويسم اينجا وقتي باردار باشي تا سه ماه داروي خاصي نميدن اما چون كمي ترسيده بودم باعث شد كمي خونريزي داشته باشم تو هفته ٩ زودتر دكتر رفتيم و استراحت مطلق داد و به خير گذشت من چون يه كوچولوي ديگه داشتم مجبور بودم ماهي يه بار برم دكتر و هر دفعه هم سونوگرافي ميكرد يه بار يادمه تو هفته ١٣دونستم كه هفتاد درصد دختر گفتن اما از اون به بعد اصلا پاهاتو باز نكردي تا جنسيتت معلوم بشه منم زياد ترش ميخوردم مثل آلوچه اينا تو هفته هفده تو شكمم نشسته بودي و دكتر بهت ميخنديد بارداري من همين طوري به خوشي ادامه ميافت كه به هفته چهل رسيدم ديدم دكترم همين طوري منتظره كه من زايمان طبيعي داشته باشم من هم دلواپس بودم هر قدر به دكترم ميگفتم كه چرا دير شد چرا دخترم دوست نداره بياد منو ميپيچوند 


ادامه مطلب
چهارشنبه بیستم اردیبهشت 1391 |
امدم بگم رونيكا تبش پايين امده دكتر برديم چون دندون بالايي اش چرك كرده بود و مدام خون ميومد چهار تا دندون با هم در مياره خيلي درد داشت خيلي عذاب كشيد بعد يه هفته خوب شده از ايران داروي كو آموكسي كلاو آوردم تبش و چركش رو اين دارو خوب كرد خدا رو شكر انشاالله هيچ كوچولويي مريض نشه خيلي سخته الهي امين




سه شنبه نوزدهم اردیبهشت 1391 |
عسل مامان سه روزه تب داري تبت پايين نميومد نصف شب با صداي تو بيدار شدم ديدم تننت گرمه 

بعد شير خوردي خوابيدي بعد نيم ساعت باز بيدار شدي ديدم نهخير انگار تب داري الهي مامان دورت بگرده

برات شياف گذاشتم تبت ٣٩بود كمي پايين امد بعد سه ساعت باز بيدار شدي بازم تب داشتي مجبور شديم ببريمت دكتر

اون روز هم دندون در مياوردي اونم چهار تا باهم آب دهنت ميريخت رو لباست مدام لباستو عوض ميكردم داشتم براي دندونات ژل ميزدم ديدم بالاي دندونات چركه واي خداي من فوري به بابات زنگ زدم برديد دكتر دارو نوشت گفت اينا علايمه دندونه يه هفته طول ميكشه 

و همين طورم شد

دندونات خيلي اذيتت ميكرد مدام چيزي رو ميخواستي گاز بگيري سينه منو هم زخم كردي ولي صدامو در نمياوردم چون ميدونستم چقدر درد ميكشي عزيز مامان دردت بياد سراغ من تو عذاب نكش من دوست ندارم ببينم كوچولوم عذاب ميكشه الهي مامان دورت بگرده



جمعه پانزدهم اردیبهشت 1391 |

 
 
cm9ypac8dtsvw7jiso0.jpg



سه شنبه دوازدهم اردیبهشت 1391 |
عزيز ماماني ديگه شانزده ماهه شدي خانم شدي

عسل شدي 

سه روز قبل ديدم ناخن پات كمي قرمز شده اهميت ندادم 

فرداش ديدم چرك بسته

به دكترت زنگ زديم گفت تو اب نمك بزاريد پاشو بعد كرم بزنيد

ببينيد چي ميشهمنم همين كارا رو كردم كه ديدم چرك داره در مياد محكم فشار دادم تا خالي بشه انگار راحت شدي بميرم كوچولوي من 

دو روز بعد خدا رو شكر خوب شدي اما ديگه نميذاشتي دست به پات بزنيم 

خيلي شيطون بلا شدي همه چي رو ميفهمي بابات ازت ميپرسه اركان كو نشون ميدي ميگه مامان كو نشون ميدي ميگه دوچرخهات كو نشون ميدي و خيلي چيزهاي ديگه رو هم ميدوني افرين دختر باهوش من

با اركان هموخوب بازي ميكني فقط نبايد خودكار يا مداد بدستت بديم چون كاغذ ديواريها رو نقاشي كرده يا پاتو نقاشي ميكني



جمعه بیست و پنجم فروردین 1391 |

سلام پرنسسم 

امدم كمي ازبيخوابيت بگم هروقت من بخوابم تو هم اون موقع ميخوابياگه دو شب بخوابم همون موقع ميخوابي هزار بار هم بيدار ميشي ونق ميزني كاش بدونم دردت چيه كاش حرف ميزدي و ميگفتي كجات درد ميكنه خيلي خسته ام ميكني منم وقتي خواب الو از خواب بيدار ميشم ديگه حوصله هيچ كاري رو ندارم همه جاي بدنم ميگيره

از بس بيخوابي ميكشم تو رو خدا براي رونيكاي عسلم دعا كنين شبها راحت بخوابه مرسي از همتون




دوشنبه پانزدهم اسفند 1390 |

 
 
3sxi78iv3yjnbeolf1kb.jpg

y67ea7u8yyi69xx123.jpg

ol73eh32aosjjccm0fn5.jpg

gvhwsjj6t3chno5emmob.jpg



جمعه دوازدهم اسفند 1390 |

 
 

عشق مامان  امدم كمي از شيطون كاريهات بگم

 همه چيز رو ميفهمي هر كاري ميگم فوري ميكني 

مثلا ميگم شيشه شيرت كو تو يه ثانيه زير مبل هم باشه ميري فوري پيدا ميكني 

يا بگم جورابهات كو يا pampersetكو در جا پيدا ميكني و مياري الهي فدات بشم كوچولوي باهوش من

يك اسفند هم تولد اركان بود داداشت سه ساله شد يه جشن كوچولو گرفتيم برات تيپ زدم موهاتو خرگوشي بستم

مثل ماه شدي 

براي اركانم كلي تيپ زديم بابات براي داداشت از او ن دوچرخه بزرگها گرفته 

ا ر كان هم دوچرخه كوچولوي قديمي ا اش   رو داد به تو

از خوابت بگم كه خوابت خيلي كم شده دير ميخوابي زود بيدار ميشي 

از شب تا صبح بيست بار بيدار ميشي در كل خواب درست و حسابي ندارم 

نميدونم كي ميتونم راحت بخوابم دندونهات فعلا نه تاست گاهي با اون دندونات اركان رو گاز ميگيري اخه مامان تو به داداشت چكار داري چرا مدام زور مي گی‌‌



دوشنبه هشتم اسفند 1390 |

 ماماني باور كن خيلي خسته ام حوصله نوشتن رو نداشتم براي همين دو هفته دير آپ كردم تولدت  خوش گذشت چون مصادف با محرمه خودموني گرفتيم گلم تولدت مبارككككككك عزيز مامان

تصاویر زیباسازی نایت اسکین
تصاوير زيباسازی ، كد موسيقی ، قالب وبلاگ ، خدمات وبلاگ نويسان ، تصاوير ياهو ، پيچك دات نت www.pichak.net

تصاوير زيباسازی ، كد موسيقی ، قالب وبلاگ ، خدمات وبلاگ نويسان ، تصاوير ياهو ، پيچك دات نت www.pichak.net



دوشنبه بیست و هشتم آذر 1390 |

  الهي مامان فداي پاهاي كوچولوت بشه كه راه ميري  يه ماه ديگه هم يك ساله ميشي باورم نميشه كه من دو تا فرشته دارم كه اينقدر بزرگ شدن   دوستتون دارم قندعسلهاي من

2ujg6z08idhk892p21bo.jpgivnldstepu8wnaav5rpf.jpgkxnjc99pgo28dosmj25f.jpg



دوشنبه نهم آبان 1390 |

رونيكا دختر گلم چند روزه اسباب كشي داريم براي همين وقت آپ كردن نداشتم الان 3 تا دندون داري وزنت 12 كيلو هستش كلمه هاي بابا باخ با رو ميگي باع رو خيلي تكرار ميكني وقتي هم ميخوري زمين ميگي آخ ميگم بوس بده بوس ميدي گاهي هم با اركان دداداشت دعوات ميشه تو ناقلا اون دفعه سر كتاب دعواتون شد داداشي رو گاز گرفتي آي ناقلا فقط زور ميگي سه قدم هم راه ميري عروسك نازه مامانتصاوير زيباسازی ، كد موسيقی ، قالب وبلاگ ، خدمات وبلاگ نويسان ، تصاوير ياهو ، پيچك دات نت www.pichak.net

9uudq3qt6we1zsdvds3q.jpg

faavz3cq4fwab222hw2.jpg

cje8b7thq83m0pk4bt3j.jpg



پنجشنبه بیست و یکم مهر 1390 |
هورا دختر كووچولوي ماماني امروز 21 شهريور 90 تونست بدون كمك بايسته خبر ديگه هم دخمل نازم داره دندون در مياره بچم خيلي اذيت ميشه دعا كنيد هر چه زودتر در بياد ممنون ميشم  




دوشنبه بیست و یکم شهریور 1390 |
عزيزم 9 ماهگيت مبارككككككككك

مستان جيگر پاره مامان هر روز بيشتر عاشقت ميشم

خيلي ماهههههيييي همه جا سرك ميكشي خيلي شيطون بلايي

از مبل ميگيري بلند ميشي با اركان قند عسلم يه عالمه بازي ميكني الهيييي فدانون بشم

بيرون رو خيلي دوست داري همش ميمي ميخوري ههههه

بعد عاشق مو كشيدني دقيقا مثل جارو برقي شده همه چيز رو قورت ميدي

كلمه آلا و ماما و دد رو ميگي .......



دوشنبه چهاردهم شهریور 1390 |

 
 
رونيكا بعد از حموم


sxfdwlk4t0wrb8sjs3pq.jpg




بدون شرح

15dhi2e9vjrduj9l7elc.jpgفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا ساز



پنجشنبه سیزدهم مرداد 1390 |
4dsi9f933wemmqu1oyy.jpg



kleutplhbdvrvzbr2lod.jpg



دوشنبه دهم مرداد 1390 |
اللهمَّ اجعل صِیامی فیهِ صِیامَ الصائِمین،
وَ قِیامی فیهِ قِیامَ القائِمین،
وَ نَبِّهنی فیهِ عَن نَومَةِ الغافِلین،
وَ هَب لی جُرمی فیهِ یا اِلهَ العالَمین،
وَاعفُ عَنّی یا عافِیاً عَنِ المُجرِمین.

خدایا روزه مرا در این روز مانند روزه داران حقیقی که مقبول توست قرار ده ، واقامه نمازم را مانند نمازگزاران واقعی مقرر فرما ، ومرا از خواب غافلان « از یاد تو » هوشیار وبیدار ساز وهم در این روز جرم و گناهم را ببخش ای خدای عالمیان واز زشتیهایم عفو فرما ای عفو کننده از گنهکاران .
امضاء » شاماهي
حضرت حيدر بنام فاطمه حساس بود
خلقت از روز ازل مديون عطر ياس بود
اي كه ره بستي ميان كوچه ها بر فاطمه

گردنت را ميشكست آنجا اگر عباس بود

دعاي روز اول ماه مبارك رمضان به صورت شعر


ای خدای مسلمین و مؤمنین

وی تو خلاق سموات و زمین


كن مقرر صوم ما را در جهان

با شرافت چون صیام صائمین


گرچه قابل نیست كاید در عداد

در شمار روزه‌های كاملین


لیك از راه تفضل كن قبول

كن حسابش در عداد قابلین


هم قیام ما به شب‌ها و سحور

قابل افتد چون قیام قائمین


اندر این ماه مبارك یا روف

حاجت ما مردم زار و حزین


این كه خواب غفلت از ما دور كن

كن تو بیدار از نیام غافلین


چشم و هوش و گوش ما را باز كن

تا كه باشیم از گروه ذاكرین


هم بیامرز ای ‌خدایا از كرم

جرم و تقصیر عموم مذنبین


خاصه از این عبد سر تا پا گناه

حق جاه حضرت سلطان دین



دوشنبه دهم مرداد 1390 |
  امدم بگم رونيكا براي خودش خانمي شده كلا جيگر شده قربونش برم دختر كوچولوي من ميشينه چهار دست و پا ميره ديگه به همه جا سرك ميكشه دندون فعلا در نياورده اركان هم تو ده ماهكي در آورد هر چه ديرتر در بياره بهتره دير خراب ميشه يكي از كارهاي جالبي كه ميكنه اينه با رورك ميره خاكهاي گلدون ميرزه رو پاركت برگهاي گل بيچاره رو ميكشه و همه جا رو خاكي ميكنه و ميگه ابع ابع اركانم متل اون تقليد ميكنه ميگه ابع واقعا خيلي بامزهاند غذا هم فرنيو سوپ و سرلاك وماست و ميوه ميدم نوش جان ميكنه ديروز برديم چكاب قد 73 وزن 9400 ماشاالله به نازنينم   تصاوير زيباسازی ، كد موسيقی ، قالب وبلاگ ، خدمات وبلاگ نويسان ، تصاوير ياهو ، پيچك دات نت www.pichak.net

2lifvv74jz9ov896zbap.jpgrsjn6cfy5saemumo3rw.jpg



جمعه سی و یکم تیر 1390 |
تازه از ايران امديم همه كارا ريخته سرم اصلا وقت ندارم خيلي خسته ام رونيكا تقربيا ميشينه چهار دست و پا هم تقريبا ميره تو ايران هم گوش هاشو سوراخ كرديم و دخملم گوشواره دار شد خيلي استرس داشتم خيلي راحتر از اون چيزي كه فكر ميكردم بود خدا رو شكرت

پنجشنبه نهم تیر 1390 |
 رونيكا فقط مدام غلت ميزنه موهاي اركان رو فقط ميكشه با هم ميخندن بازي ميكنن رونيكا از اون جيگملياست من گاهي به رونيكا از روي دوست داشتن ميگم مستان اركانم مييگه مستان اينم عكسهاشون

rby1pal83e5j0x2777e5.jpg



چهارشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1390 |
 امدم بگم دخمل خوشمل من امروز غلت زد هوراااا  

zj10g1a8fsvxmw5pdum.gif



پنجشنبه هشتم اردیبهشت 1390 |

 
 
8u5hggc4odel0d6qsen.jpg

cishgv0roj6d3y36oe4b.jpg 



دوشنبه بیست و نهم فروردین 1390 |
 دختر نازم يواش يواش داره بزرگ ميشه با داداش اركانش كلي بازي ميكنن قربون دو تا دسته گلم 

تصاوير زيباسازی ، كد موسيقی ، قالب وبلاگ ، خدمات وبلاگ نويسان ، تصاوير ياهو ، پيچك دات نت www.pichak.net



پنجشنبه بیست و پنجم فروردین 1390 |



پنجشنبه هجدهم فروردین 1390 |

عید90

 
 
آی مژده مژده مژده
عید و وقت شادی ست
اخم هات رو باز کن ازهم
وقت غم و غصه نیست
آیینه بگیر تو دستات
نگاه بکن به چشمات
بگو به خودت مبارک
تا که بخنده لبهات
روز به این قشنگی
جشن به این بزرگی
پس چرا شاد نباشیم
بگو یا علی تا پا شیم
با هر کی قهری امروز
زود بکن آشتی آشتی
بهش بگو که از اون
کینه به دل نداشتی
روز به این قشنگی
جشن به این بزرگی
پس چرا شاد نباشیم
بگو یا علی تا پا شیم
یادت نره که امروز
یک روز خیلی خوبه
شاید که مهمون بیاد
در خونت رو بکوبه
مهمون حبیب خداست
پس قدمش مبارک
برو به کنارش بشین
اون گله تو شاپرک
روز به این قشنگی
جشن به این بزرگی
پس چرا شاد نباشیم
بگو یا علی تا پا شیم


دوشنبه هشتم فروردین 1390 |
  رونيكاي مامان ديگه داره بزرگ ميشه براي خودش خانم شده وقتي از خواب بيدار ميشه وقتي كه چشمهاي خوشكلشو اروم اروم باز ميكنه يه لبخند زيبا به مامانيش ميزنه اون موقع هست كه مامانش ميخواد بخورتش خيلي دوستت دارم گللم عاشق هر دو تاتونم بدون شماها يه لحظه نمي تونم نفس بكشم بعد از بيدار شدنت چراغ رو روشن ميكنم از چراغ خيلي خوشت مياد براي خودت اواز ميخوني فدات بشم هر هفته يه بار ميبرمت بيرون تا هوات عوض بشه هوا خوب بشه هر روز ميبرمت قول ميدم كوچولوي ناز نازي

پنجشنبه دوازدهم اسفند 1389 |



پنجشنبه بیست و هشتم بهمن 1389 |
   رونيكا دختر گلم دو ماهه كه نمي تونم ويلاگو اپ كنم چون وقت سر خاروندن هم ندارم دختر نازم خوابت خوبه ولي صداي داداشت نميزاره خوب بخوابي من از اين بابت خيلي ناراحتم كاش كاري از دستم برمي امد بگذريم ديروز با بابايي و اركان رفتيم دكتر وقتي واكسنتو زدند يه كوچولو گريه كردي بميرم برات بعد وزنت كردن6/800 قدت هم 62بود دكترت كه راضي بود خدايا شكرت كه دو تا فرشته كوچولوي نازنين به من هديه دادي ممنونممم  

جمعه پانزدهم بهمن 1389 |

 

اسلایدر

دانلود آهنگ